دليل شركت حضرت علي (ع) در شورا
پس از آنكه در پست قبلي معلوم شد نتيجه ي شورا از پيش معلوم بود و اميرمومنان هم به خوبي مي دانست كه هدف ،خلافت عثمان است و موفقيت حضرت در در شورا محال است ،اين پرسش به ذهن مي رسد كه چرا حضرت در شورا داخل شد ؟
در پاسخ به چند دليل اشاره مي كنيم :
1. اثبات اهليت خود براي خلافت
از ابن عباس نقل است كه به علي (ع) گفت : خلافت از خاندان ما رفت . علي (ع) فرمودند : من هم مي دانم ،لكن با آنها داخل شورا مي شوم چون عمر مرا امروز براي خلافت اهل ديده است . ولي پيش از اين مي گفت : پيامبر فرمود : نبوت و خلافت در يك خانه جمع نمي شود و من امروز در شورا داخل مي شوم تا تناقض بين فعل و قول عمر براي مردم روشن شود . ( شرح نهج البلاغه ج1 ص189)
عمر
روزي با اين حديث مجعول پايه هاي خلافت ابوبكر را مستحكم ساخت و به اين دليل كه
علي (ع)از خاندان نبوت است ،او را شايسته ي خلافت نمي ديد . و امروز خود با فعلش
سخنش را باطل نمود و دروغ بودن حديث را افشا ساخت . اگر حضرت با اين عمل ،دروغ
بودن حديث مجعول عمر را روشن نمي ساختند ، ممكن بود بني اميه در مبارزه با علي (ع)
اين حديث را دستاويز خود قرار دهند .
دليل هاي بعدي را متعاقبا اعلام خواهم كرد
اهداف تشكيل شورا
1. خلافت عثمان
هدف شوراي خلافت ، بي طرف نشان دادن دستگاه خلافت بود ، ولي چينش نيرويي واساسنامه شورا به گونه اي تدوين شد كه نتيجه ي آن ،خلافت عثمان بود .
تركيب شورا عبارت است از : علي (ع) ،عثمان ، طلحه ،زبير ، سعد بن ابي وقاص ، عبدالرحمن بن عوف ، تركيب شوراي خلافت عمر ،شش نفره است . در شورايي كه تركيب زوج باشد ،احتمال به نتيجه نرسيدن بسيار زياد است . بنابراين به دستورالعملي نيازمند خواهد شد . او از پيش دستورالعملي تعيين مي كند و آن اين است كه مي گويد : اگر در اختلاف سه گروه دو نفره شدند ، گردن همه را بزنيد . اگر شش گروه يك نفره شدند و تا سه روز خليفه معين نكردند ،همه را بكشيد ( شرح نهج البلاغه ج1 ص 187 ) اگر دو گروه سه نفره شدند ،عبدالله بن عمر را حكم قرار دهند كه يك گروه را انتخاب كند ( تاريخ طبري ج3 ص 294 ) اگر به حكميت عبدالله راضي نشدند ،راي گروهي مقدم است كه عبدالرحمن بن عوف در آن است و اگر گروهي ديگر آن را نپذيرفتند و بر خواست خود اصرار كردند ،گردن آنها را بزنيد .( تاريخ طبري ج3 ص 294 )
نتيجه اين شورا خلافت علي (ع) نخواهد بود . چرا كه در اين شورا شش نفره ، علي (ع)بايد راي سه تن جز خود را به دست آورد . عبدالرحمن ، سعد ، طلحه و عثمان به يقين به علي راي نخواهند داد . تنها زبير است كه احتمال مي رود به علي (ع) راي دهد .
ادامه ي مطلب بريدادامه مطلب...
1. خط سير خلافت پيامبر ، پيش از رحلت ايشان تعيين شده بود و مهره هاي خلافت از پيش تعيين شده بود . پس از عمر مي بايست عثمان روي كار آيد و خلافت را به دست گيرد . بنابراين تشكيل شوراي خلافت ، براي رسيدن به اهداف و جهات ديگري بود . شرايطي كه عمر در اين شورا گذاشت نتيجه اي جز خلافت عثمان نداشت . تعيين شورا صرفا پوششي بود كه بي طرفي دستگاه خلافت را در تعيين خليفه ي بعدي در افكار عمومي تداعي كند .
اندكي تاملي در چگونگي گزينش به ادامه مطلب بريد
ادامه مطلب...
با سلام خدمت شما دوستان عزيز
در پست هاي قبلي جريان قتل عمر بن خطاب كه را تا حد توان رسيدگي كرديم و قول داديم مطالبي درباره ابولولو بنويسم .
شخصيت ابولولو براي ما شناخته شده نيست و آنچه كه در كتاب هاي به عنوان انگيزه ترور عمر توسط ابولولو نقل شده و در پست هاي قبلي ديديد ، نمي توان اعتماد كرد . به دليل اينكه انگيزه مطرح شده در اين رويداد ،از معصومان نقل نشده است . علاوه بر اينكه ترور مسئول مقتدر يك حكومت قدرتمند نمي تواند انگيزه ي پيش پا افتاده و ساده باشد ؛ چنانچه دلخور شدن ابولولو در حمايت لفظي از مغيره را دليل آن دانسته اند (تارخ طبري ج3ص 264) اين ترور بنابر دلايل زير ، انگيزه سياسي داشته است .
1. 1. ابولولو مجري اين ترور ، بسيار مشكوك است . او يك ايراني است كه در ادامه مطلب بقيه را بخوانيد
ادامه مطلب...
سلام
دوستاني كه تازه به اين وبلاگ آمدند و در جريان بحث نيستند دو پست قبلي را بخوانند تا ربط بحث ها را متوجه شوند متشكر .
ادامه ي پست قبلي
روز
بعد كعب نزد عمر آمد و گفت : فقط دو روز از زندگي تو باقي مانده ، و فرداي
آن روز به او گفت : دو روز گذشت و تنها يك روز باقي مانده است .
در روز سوم عمر برايي اداي نماز از منزل خارج شد ، براي رفتن به نماز از برخي كمك مي گرفت ، وقتي ايستاد و تكبير گفت ابولولو به ميان مردم وارد شد و چند ضربه خنجر به عمر زد و فرار كرد (كامل ابن اثير ج2 ص50)
روشن است كه مكر و حيله اي در كار بوده و حتي افراد كم اطلاع و بي خبر نيز به اين مطلب آگاهي دارند ،آيا ترور عمر بر اساس يك طرح و نقشه بوده و با توافق و هماهنگي انجام گرفته است ؟
چگونه ابولولو اين گونه سخن مي گويد ؟ او بعد كعب الاحبار را مي بيند كه منتظر عمر است تا به او بگويد انچه را گفت .
چرا كعب پيش از اين چنين حرفي را به عمر نزده است ؟ به ادامه مطلب بريد
ادامه مطلب...
سلام
در مطلب قبل گفتيم كه ابولولو توسط مغيره و با وساطت كعب الاحبار به مدينه آورده شد .
صحنه ي اول توطئه
اما اصل ماجراي بگومگوي ابولولو با جناب عمر به اين شرح است : روزي عمر در بازار مي گشت ، با ابولولو روبرو شد . ابولولو به او گفت : اي اميرمومنان به شكايتم عليه مغيره رسيدگي كن ، چون ماليات زيادي بايد پرداخت كنم . عمر پرسيد : چقدر ماليات مي دهي ؟
گفت : روزي دو درهم .
- شغل تو چيست ؟
- نجار ، نقاش و آهنگر
به ادامه مطلب بريد
ادامه مطلب...
در پست هاي قبلي از ارتباط صميمي كعب الاحبار با عمر گفتيم در اين پست بحثي را شروع مي كنم كه در تاريخ خيلي كم به آن پرداخته شده و مورخين اهل سنت به سرعت بسيار زياد از كنار آن عبور مي كنند و آن مسئله قتل عمر است .
آنچه مسلم است اين است كه عمر توسط ابولولو ايراني ضربت خورد و كشته شده ولي آيا ترور عمر يك نقشه ي از پيش طراحي شده بود يا يك اتفاق و حادثه ؟
براي اينكه اين بحث به طور منطقي جلو رود بايد نگاهي گذرا به دوران خلافت عمر بيندازيم.افتخار مکتب ما مسلمانان به آن است که بسياري از سنتهاي جاهليت (مانند: تبعيض نژادي) را از بين برده است.
به ادامه مطلب بريدادامه مطلب...
